دوشنبه هفدهم تیر 1387
نوشته شده توسط نسرین شاهرودی در ساعت 10:58 | لینک
|
دوشنبه هفدهم تیر 1387
دهکده کوچک جهاني به مفهوم قرباني کردن فرهنگ و پيشينه خود در مقابل فرهنگ تهي غرب است / ارد بزرگ
ابلهان در سرزمين هاي کوچک همواره سنگ کشورهاي بزرگ را به سينه مي زنند و هم ميهنان خويش را تشويق به بخشش ميهن و ناموس خود مي کنند / ارد بزرگ
هدف آرماني آدمهاي کارآمد پيدا نمودن راه مناسب براي رسيدن به ايده هاست / ارد بزرگ
نو آوري نتيجه خواست و تلاش ماست نه رخدادهاي ناگهاني / ارد بزرگ
خنده فراوان و بلند و پيگير ، نفير فرا رسيدن هنگامه رنج و سختي است / ارد بزرگ
اگر آغاز زندگي ات با سپيده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوي چراغ و پناهگاهي براي شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سياهي آغاز شد از اميد در خود چراغي بيافروز که پگاه خوشبختي نزديک است / ارد بزرگ
منتقدين پر حرف بجاي عملگرايان کم حرف هم سخن مي گويند / ارد بزرگ
منتقدي که در انتهاي نقد خويش ، راه و شيوه درست را نشان نمي دهد ياوه گويي بيش نيست / ارد بزرگ
آنهايي که آمادگي براي پاسخگويي به تجاوز دشمن را با گفتن اين سخن که : " جنگ بد است و بايد مهربان بود ، درگيري کار بديست" را رد مي کنند ، ساده لوحاني هستند که خيلي زود در تنور دشمن خواهند سوخت / ارد بزرگ
گاهي تنها راه درمان روانهاي پريشان ، فراموشي است / ارد بزرگ
اهل خرد ، پيشتاز روزگار خويش اند / ارد بزرگ
نقد و ارزيابي بي کينه ، پاداشي است که ارزش آن را بايد دانست / ارد بزرگ
بزرگترين کارخانه نابودي توانمنديها ، آيين آموزشي نادرست است / ارد بزرگ
هم رنگ ديگر کسان شدن ، باور هيچ کدام از بزرگان نبوده است / ارد بزرگ
صدا زنده است يا مرده؟ رنگ ها بخشي از پيکره اي زنده اند يا مرده ؟ ! آذين بند و رخت چطور؟ !!!
اگر کسي در اين پرسش ها خوب بنگرد خواهد ديد همه آنها داراي روان و نيرو هستند . يک آواي زيبا مي تواند شما را از خود بي خود کند ، رنگي ويژه مي تواند شما را آرامش و يا به خشم در آورد و يا پديده هاي بي جاني همچون نامه و جامه و ... به صد زبان با شما گفتگو مي کنند ، همه آنها در حال سرودن آواز خوش دمادم زندگي اند ... / ارد بزرگ
دشمني و پادورزي ، به آدم خردمند انگيزه زندگي مي دهد / ارد بزرگ
جايي که شمشير است آرامش نيست / ارد بزرگ
ريشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدير ناتوان است / ارد بزرگ
هماي بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه اي به گستره و پهناي کوهستان داشته باشي / ارد بزرگ
براي رسيدن به کاميابي نبايد از شکست هاي پيشين خيلي ساده بگذريد ، شناخت موشکافانه آنها ، پيشرفت شما را در پي خواهد داشت / ارد بزرگ
هيچ گاه عشق به همدم را پاينده مپندار و از روزي که دل مي بندي اين نيرو را نيز در خويش بيافرين که اگر تنهايت گذاشت نشکني و اگر شکستي باز هم ناميد نشو چرا که آرام جان ديگري در راه است / ارد بزرگ
اگر به سخني که گفته ايد با تمام وجود پايبند هستيد، ديگر نيازي نيست براي آن پوزش بخواهيد / ارد بزرگ
نرمدلي و نرمش منش آدمي است و سنگدلي و سختسري منش اهريمن / ارد بزرگ
گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشي کمياب است / ارد بزرگ
آرامش مدت زمان کوتاهي ست که پس از پيروزي به دست مي آيد / ارد بزرگ
مي گويند رسيدن به آرامش هدف است بايد گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آيا کوهنورد هميشه بر آن خواهد ماند ؟ بيشتر زمان زندگي او در پايه و دامنه کوه مي گذرد به اميد رسيدن به آرامشي اندک و دوباره نهيب دل و دلدادگي به فرازي ديگر / ارد بزرگ
آنانيکه هميشه در آرامش هستند لاابالي ترين آدمهايند / ارد بزرگ
کار ما برآيند خواست و برنامه ماست آنکه خواست و برنامه ايي ندارد کاري انجام نمي دهد / ارد بزرگ
فرمانرواياني که يک شبه داراي توان مي شوند ، با تلنگري فرو مي ريزند / ارد بزرگ
در هر سرنوشتي ، رازي مهم فرو نهفته است / ارد بزرگ
آدمهاي ماندگار به چيزي جز آرمان نمي انديشند / ارد بزرگ
انديشه برتر در روزهاي توفاني و آشوب و در همان حال خموشي و آرامش ، توانايي برتر خويش را از دست نمي دهد / ارد بزرگ
آدمياني که با ديگران روراست نيستند با خود نيز بدين گونه اند / ارد بزرگ
پيش نياز رسيدن به دليري و بي باکي ، يافتن آرمان و خواسته اي هويدا است / ارد بزرگ
گاهي براي رسيدن به پيشرفت مي بايست راه سخت کوهستان را برگزينيم / ارد بزرگ
فرومايگان پس از پيروزي ، همآورد شکست خورده خويش را به ريشخند مي گيرند / ارد بزرگ
اگر دشمنت با روي خوش نزديکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهايش بگذار / ارد بزرگ
دل کيهان را اگر بگشاييم اين سخن را خواهيم شنيد " هر کنشي واکنشي را در پي دارد " پس بر اين باور باشيد ! همه کردار ما چه خوب و چه زشت ، بي بازگشت نخواهد بود / ارد بزرگ
رَد راستي ، رَد خويشتن است / ارد بزرگ
اگر از خودخواهي کسي به تنگ آمده اي او را خوار مساز ، بهترين راه آن است که چند روزي رهايش کني / ارد بزرگ
هر آرزويي بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسيد / ارد بزرگ
فرمانروايان نيرومند ، رايزناني باهوش و کارآمد در کنار خود دارند / ارد بزرگ
جايگاه ارزيابي و نقد شما بر کارکرد ديگران ، مي تواند آغازگاه نخستين گام شما براي سازندگي باشد / ارد بزرگ
خوار نمودن هر آيين و نژادي به کوچک شدن خود ما خواهد انجاميد / ارد بزرگ
فزون خواهي براي داشته هاي ما زيانبار است / ارد بزرگ
افزايش ناگهاني مردم سبب کاهش ادب ،فرهنگ و فرهيختگي مي گردد آنهم از آن رو که نسل و تبار پيش از آن نمي تواند بايستگيها و وظايف خويش را همچون آموزگار بدرستي انجام دهد / ارد بزرگ
آنانيکه خويي جانور گونه دارند و تنها در پي زدودن گرفتاريهاي خويشتن و يا گهگاه افزايش قلمروي زميني خويش هستند بزهکاران روزگارند. بايد گفت نشانه آنها بر گيتي هم تراز ريگ کوچکي در کرانه درياي آدميان نيز نخواهد بود / ارد بزرگ
تاراج و شورش هيج گاه بهانه تاراج و شورش ديگر نيست / ارد بزرگ
جشن هاي بزرگ انگيزه افزايش باروري و پويايي آدميان مي شود / ارد بزرگ
خوش نامي بزرگترين فر و افتخار هر آدمي است / ارد بزرگ
بسياري از چيزهاي را که مي خواهيم داشته باشيم مي توانيم با نشان دادن توانمندي خويش به آساني بدست آوريم / ارد بزرگ
پيش از آنکه با کسي پيماني ببنديد ، دمي درباره توانايي خود در اجراي آن بينديشيد و سپس پاسخ گوييد / ارد بزرگ
بن و ريشه هستي مانند گردونه اي دوار است که همه چيز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روي زمين ، زايش و مرگ ، نيکي و بدي ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و ... / ارد بزرگ
يک آموزگار خام مي تواند مدتها شاگردان خويش را سرگردان کند / ارد بزرگ
هنگامه رهايي اهريمن ، هنگام دربند شدن توست / ارد بزرگ
ناتوان ترين آدميان، آناني هستند که نيروي بدني خويش را به رخ ديگران مي کشند / ارد بزرگ
صدها راه براي پند و اندرز دادن وجود دارد اما بيشتر بدترين گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمي گزينيم / ارد بزرگ
ستايش ، هنگام نو رُستن را / ارد بزرگ
آه و بردباري ، ريشه هر ديوزاد ، و بد خويي را ، خواهد کَند / ارد بزرگ
آدمهاي بزرگ و انديشمند ، بسيار اشک مي ريزند / ارد بزرگ
مينديش که ديگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند / ارد بزرگ
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ويژگي هاي دروني و بيروني يکديگر بيشتر گردد کمتر دچار گسست مي شوند / ارد بزرگ
سرآمد اين جهاني شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زيباتري در برابر شماست / ارد بزرگ
آدمهاي آرمانگرا هنگاميکه به نادرست بودن آرزويي پي مي برند بر ادامه آن پافشاري نمي کنند / ارد بزرگ
هر چه بلند پروازتر باشيد تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهاي روانيتان نيز / ارد بزرگ
نتيجه گيري زود پس از رخدادهاي مهم زندگي از بي خردي است / ارد بزرگ
کسي که چند آرزوي درهم ورهم دارد به هيچ کدام از آنها نمي رسد مگر آنکه با ارزشترين آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهايي خويش سازد / ارد بزرگ
اگر شيفته کارت نباشي ، روانت بيمار مي شود و در نهايت پيکرت از پاي در خواهد آمد / ارد بزرگ
زيباترين خوي زن ، نجابت اوست / ارد بزرگ
آيا از بخشندگي و مهرباني که نخستين حالات خداوند است ، در ما نشاني هست / ارد بزرگ
هيچ کس و هيچ چيز نمي تواند مانع پويندگي ما شود / ارد بزرگ
بدگويي ، رسوايي در پي دارد / ارد بزرگ
گاهي هدف خود ، سد ديد آدميست بايد دور شد و آنگاه برگشت چه درخشان هويداست / ارد بزرگ
اندوخته اي با ارزشتر از تندرستي ، نمي شناسم / ارد بزرگ
با ولخرجي تنها مال نمي رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود مي شود / ارد بزرگ
اگر آماده نباشيم ارزشمندترين زمان ها را نيز از دست خواهيم داد ، و کسي که آماده نيست بخت کمتري براي پيروزي خواهد داشت ، آمادگي يعني بروز بودن در هر حرفه و کاري / ارد بزرگ
شهامت گله ، ناشي از چوپان بيدار است / ارد بزرگ
بيچاره مردمي که فرمانروايانش رايزن ! ، و رايزنانشان فرمانروا هستند / ارد بزرگ
بخش بزرگي از ادب آدمي برآيند ريشه نژادي و خانوادگي است / ارد بزرگ
ساده باش ، آهوي دشت زندگي ، خيلي زود با نيرنگ مي ميرد / ارد بزرگ
براي شناخت آدميان ، بجاي کنکاش در انديشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پيشواي انگاره و خرد آنها باشيد / ارد بزرگ
تن پوشي زيباتر از سرشت و گفتار نيکو سراغ ندارم / ارد بزرگ
کودکي که گناه خويش را بدون پرسش ما به گردن مي گيرد در حال گذراندن نخستين گام هاي قهرماني است / ارد بزرگ
کيهان داراي ساختاري هدفمند است . اين ساختار به آن پويايي بخشيده ، و برآيندي شگرف ، در آن بر جاي مي گذارد / ارد بزرگ
تنهايي براي جوان ارزشمند ، و براي پير آزار دهنده است / ارد بزرگ
هر قدر به ديگران احترام بگذاريم ، به ما احترام خواهند گذاشت / ارد بزرگ
آينده جوانان را از روي خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، مي توان پي برد ، نپنداريم که ميزان دارايي و يا امکانات آنها ، دليلي بر پيروزي و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوي آنهاست / ارد بزرگ
کسي که مي ماند و نمي پرد به يک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است / ارد بزرگ
چه بسيار گردن کشاني که به آني دچار زبوني شدند / ارد بزرگ
آنکه کارش را دوست ندارد خيلي زود پير مي شود / ارد بزرگ
نخستين گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودي بزرگان و ريش سفيدان است و سپس تاراج دارايي آنها / ارد بزرگ
آنکه در بيراهه قدم بر مي دارد آرمان و هدف خويش را گم کرده است / ارد بزرگ
اگر روانتان در گفتگويي مورد حمله قرار گرفت شما با کلمات نمي توانيد بيزاري از واژها بجوييد ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسيب ديده شماست / ارد بزرگ
نگاه آدمهاي کوچک ، چه زود پر مي شود و لبريز / ارد بزرگ
اگر در بند زندگي روزمره تان شويد نمي توانيد گامي بسوي بهروزي بردارد / ارد بزرگ
ارزش پيمان شکن ، باندازه کفن هم نيست / ارد بزرگ
آنکه براي بهروزي آدميان تلاش مي کند و راه درست را نشان مي دهد بارها و بارها مي زيد و تا ياد و سخنش جاريست او زاده مي شود و باز هم / ارد بزرگ
هر پيوستني آگاهي و ميوه اي نو ارمغان مي آورد / ارد بزرگ
با ، رفته گان به جهان ديگر، نتوان همراه شد ، که اين کوشش و همراهي عمر را بباد مي دهد / ارد بزرگ
آنکه زيبايي خرد را نديد ، گرفتار زيبايي آدميان شد و بدين گونه از هر چه داشت تهي گشت / ارد بزرگ
وزن يک تهمت ، سنگين تر از هزار هزار دشنام است / ارد بزرگ
بدخو ، عمرش کم است / ارد بزرگ
زيبارويي که مي داند ، زيباي ماندني نيست ، پرستيدني است / ارد بزرگ
مرد دلير بهنگام ستيز و نبرد ، همراهانش را نمي شمارد / ارد بزرگ
هميشه بدنبال سرنوشتي بهتر براي خود باش ، و اگر کسب دانش آرمانت است هر آنچه در اين مسير رنج ببري ارزشش را دارد / ارد بزرگ
آغاز هر روز، نو شدني دوباره است ، و زماني براي پويايي بيشتر / ارد بزرگ
اهل خرد و فرهنگ هميشه زنده اند / ارد بزرگ
خاموشي بيشه نبرد ، فريادها در سينه دارد / ارد بزرگ
بدانديش هميشه ، کارش گره مي خورد / ارد بزرگ
نادان هميشه از آز و فزون خواهي خويش خسته است / ارد بزرگ
فرزند نانجيب ، آتش عمر پدر است / ارد بزرگ
از سفر کرده ، ارزش سرزمين مادري را بپرس / ارد بزرگ
مردي که همسرش را به درشتي بيرون مي کند ، به اشک به دنبالش خواهد دويد / ارد بزرگ
چو گرماي تن مردان کهن به آسمان پر کشيد با يادشان انديشه هواخواهان خويش را گرما دهند / ارد بزرگ
آنکه راستي نپويد گرفتار آميزش با اهريمن است ، فرزند اين آميزش فتنه است و شورش / ارد بزرگ
غروب جان آدمي ، سپيده دمي به جهان ديگر است / ارد بزرگ
ميوه کشتن ، کشته شدن است / ارد بزرگ
سرآمد دشواري و سختي دانايست و دانا چشم خويش را بر بسياري از زيبايي هاي زود گذر گيتي خواهد بست / ارد بزرگ
سامانه همه گير هستي با آنکه يکنواخت پنداشته مي شود ولي رو به پويش و پيشرفت است . گردش آرام هستي نبايد ما را فريب دهد ، ما بخشي از يک برنامه بزرگ و پيشخواسته در کيهان هستيم که پيشرفت را در نهاد خود دارد / ارد بزرگ
پوزش خواستن از پس اشتباه ، زيباست حتي اگر از يک کودک باشد / ارد بزرگ
در هنگام توانايي اگر بستانکاري ديگران را ندهي ، بويژه هنگامي که او درمانده باشد ، فر و جايگاه خويش را براي هميشه از دست مي دهي / ارد بزرگ
ميهماني هاي فراوان از ارزش آدمي مي کاهد ، مگر ديدار پدر و مادر / ارد بزرگ
کاهلي خشم بدن را در پي دارد و چه زود با لرزش و تلاتم آن را بروز مي دهد / ارد بزرگ
آنکه مدام از کمبودها و ناراستي هاي زندگي خويش سخن مي گويد دوست خوبي براي تو نخواهد بود / ارد بزرگ
آناني که به ناگهان رشد کرده اند همچون کسي اند که بر تنابي باريک در حال گذر هستند / ارد بزرگ
بد انديشان و بد کرداران خيلي زود در آتش افکار و کردار اشتباهشان خواهند سوخت / ارد بزرگ
افکار عمومي جايگاه آدمها را مشخص مي کنند نه بر تخت نشينان / ارد بزرگ
تنها مبارزه با ناراستي ها به ما ارزش داده و هم زيستي با تباهي سرافکندگي به دنبال دارد / ارد بزرگ
سفر ، ناي روان است براي انديشه و آرمان بزرگ فردا / ارد بزرگ
بدبخت کسي است که نمي تواند ناراستي خويش را درست کند / ارد بزرگ
ميان اشک مرد و زن فاصله و بازه اي از آسمان تا زمين است / ارد بزرگ
خويشتن و مردم را هنگامي مي شناسي ، که تنها شوي / ارد بزرگ
هميشه بين خود و همسرت بازه اي را نگاهدار تا به خواري گرفتار نشوي / ارد بزرگ
خوارترين کارفرما کسي است که با ندادن و يا کم کردن دستمزد زير دست فرمانروايي مي کند / ارد بزرگ
بخشيدن تخت و اورنگ به خويشاوندان ، از زبوني است / ارد بزرگ
بهترين آموزگار استاد ، شاگرد اوست / ارد بزرگ
اگر مي خواهي بزرگ شوي ، از کردار نيک ديگران فراوان ياد کن / ارد بزرگ
هرگز به کودکانتان نگوييد پيشه آينده اش چه باشد همواره به او ادب و ستايش به ديگران را آموزش دهيد چون با داشتن اين ويژگيها هميشه او نگار مردم و شما در نيکبختي خواهيد بود و اگر اينگونه نباشد هيچ پيشه اي نمي تواند به او و شما بزرگواري بخشد / ارد بزرگ
هيچ گاه براي آغاز دير نيست ، همين بس که به خود بگويم اين بار کار نا تمام را ، پايان مي دهم / ارد بزرگ
ميان گام نخست و آرمان بازه اي نيست ، آنچه داريم اندازه نيروي کنوني ماست / ارد بزرگ
برنامه داشتن ويژه گي آدمهاي کاراست / ارد بزرگ
سرزميني که اسطوره هاي خويش را فراموش کند به اسطورهاي کشورهاي ديگر دلخوش مي کند فرزندان چنين دودماني بي پناه و آسيب پذيرند / ارد بزرگ
هر آنکه خردمندتر است اهريمن بيشتر به او حمله مي کند . در ميدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهي ديد / ارد بزرگ
روز هاي خوش براي کژانديش بسيار کوتاه و روز کيفر بسيار دراز / ارد بزرگ
اندرز پيران ، بيشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است / ارد بزرگ
آدم خردمند ، تار و پودهاي اصلي زندگي را مي يابد / ارد بزرگ
کردار ناپسند خويش را با دارايي زياد هم نمي تواني پنهان سازي / ارد بزرگ
پرتگاه مي تواند به وجدآورنده روان و يا کشنده جسم باشد / ارد بزرگ
خودآختگي قابليتي است که بسياري ندارند / ارد بزرگ
نکات سخت هم اساسي ساده دارند / ارد بزرگ
سرود طبيعت ضرباني ملايم و کشيده دارد / ارد بزرگ
براي نوشيدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستي باشد و درستي / ارد بزرگ
براي آنکه روانت را بپروري ، ابتدا با خود يکي شو / ارد بزرگ
بازده خرد براي اهل معنا ، کلام سکرآور است / ارد بزرگ
بي پايبندي به نظم در گيتي ، ويژگي آدمهاي گوشه گير است که عشق و احساس را سپر ديدگاههاي نادرست خود مي کنند / ارد بزرگ
هنگام گسست و بريدن از همه چيز ، مي تواني بسياري از نداشته ها را در آغوش کشي / ارد بزرگ
بدان همواره آنکه براي رسيدن به تو از همه چيزش مي گذرد روزي تنهايت خواهد گذاشت، اين هنجار دردناک زندگي است / ارد بزرگ
تنها مادر و پدر خواست هاي فرزند را بي هيچ چشم داشتي بر آورده مي سازند / ارد بزرگ
خموشي ، دري به سوي نگاه ژرف تر است / ارد بزرگ
با آدمي گفتگو کن که رسيدن به خرد و آگاهي انديشه اوست نه خويشتن خويش / ارد بزرگ
صوفي مسلکان براي آنکه افکار اهريمني خويش را گسترش دهند مي گويند نياز را بايد از بين برد چون نياز سبب دگرگوني مي گردد و دگرگوني از ديدگاه آنان رنج آور است ! حال آنکه هدف آدمي از زيستن پيشرفت و درک زواياي پنهان دانش است
بجاي گوشه نشيني و خرده گيري بايد با ابزار دانش سبب رشد ميهن شد و امنيت را براي خود و آيندگان بدست آورد / ارد بزرگ
آنچه رخ داده را بايد پذيرفت اما آنچه روي نداده را مي توان به ميل خويش ساخت / ارد بزرگ
براي نزديکي و همگرايي قوم خويش ، کمک بهم و ستيز با ناداني و ناراستي را پيش گيريد / ارد بزرگ
ناداني ، خودخواهي به بار مي آورد / ارد بزرگ
هيچ پير جهان ديده اي منکر برآيند زهرآلود ، دارايي حرام در زندگي آدمي نيست / ارد بزرگ
تنها راه ماندگاري هر مراوده دوستانه ايي ، درک درست واقعيات طرف پيش رويمان است / ارد بزرگ
آدمها را آنگونه که هستند بخواهيم نه آنگونه که مي خواهيم / ارد بزرگ
آنکه نمي تواند از خواب خويش براي قراگيري دانش و آگاهي کم کند توانايي برتري و بزرگي ندارد / ارد بزرگ
گيتي همواره در حال زايش است و پويشي آرام در همه گونه هاي آن در حال پيدايش است / ارد بزرگ
کسي که آدم پيش رويش را آنگونه که هست نمي بيند خيلي زود به مرز جدايي مي رسد / ارد بزرگ
گاهي آدمها به آن ميزان به هم نزديک مي شوند که ديگر يکديگر را نمي بينند ! شايد دوري بتواند دوباره موجب شناخت درستر آنها از يکديگر گردد / ارد بزرگ
با همه جنگيدن ، ريشه در دردها و گريه هاي زمان خردسالي دارد / ارد بزرگ
تا چيزي از دست ندهي چيز ديگري بدست نخواهي آورد اين يک هنجار هميشگي است / ارد بزرگ
تبهکار هميشه نگران کيفر خويش است حتي اگر بر زر و زور لميده باشد و اين بسيار درد آور است چرا که سايه کيفر همواره در برابر ديدگانش است / ارد بزرگ
سختي هاي بزرگ به آدمي نيرويي دو چندان مي بخشد / ارد بزرگ
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است / ارد بزرگ
کين خواهي از خاندان يک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نيروي آدمهاي فرهمند / ارد بزرگ
از آه و نفرين بزرگان و ريش سفيدان هر ايلي بايد ترسيد / ارد بزرگ
گيتي در جنگ و آوردي بزرگ در گردش است . انديشه و تلاش خردمندان از يک سو و پوزخند اهريمن و روان ديوپيشگان از سوي ديگر ، معرکه اين جهان گذارا است / ارد بزرگ
دودماني که بزرگان و ريش سفيدانش خوار باشند ، به کالبد بي جاني ماند که خوراک جانوران ديگر شود / ارد بزرگ
در برف ، سپيدي پيداست . آيا تن به آن مي دهي ؟ بسياري با نماي سپيد نزديک مي شوند که در ژرفناي خود نيستي بهمراه دارند / ارد بزرگ
دودمان بي نيا و مرد کهن ، به هزار آيين اهريمني گردانده مي شود / ارد بزرگ
گِره هاي که به هزار نامه دادگستري باز نمي شود ، به يک نگاه و يا نداي ريش سفيدي گشاده مي گردد / ارد بزرگ
اگر نتوانيم به تبار خويش ساماني درست دهيم ، مانند اين است که در خانه ايي بي ديوار زندگي مي کنيم / ارد بزرگ
انديشه و سخن ريش سفيدان برآيند بردباري ، مردمداري و سرد و گرم چشيدگي روزگار است / ارد بزرگ
ريش سفيد داراترين به انديشه است نه به دارايي و اندوخته / ارد بزرگ
دانش امروز فر بسياري در پي داشته ، اما نيروي جاري سازي آرامش به روان ما را ندارد . امنيت را بزرگان خردمند به ما مي بخشند / ارد بزرگ
ريش سفيدان ، زنجير ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ريش سفيد ، گذشته اي کم رنگ دارد و آيين هاي به جاي مانده ، به هزار گونه ، تفسير مي شود / ارد بزرگ
آنانکه تيشه به ريشه بزرگان و ريش سفيدان مي زنند خود و فرزندانشان را بي پناه خواهند ساخت / ارد بزرگ
آسودگي آدمي ، به گنج و دينار نيست که به خرد است و روشن بيني / ارد بزرگ
نيکي برآيند خرد است ، در دل و روان آدمي / ارد بزرگ
آسيب ديده هميشه درهاي روياهايش کوچک و کوچکتر مي شود ، مگر با اميد که شرايط ما را دگرگون مي سازد / ارد بزرگ
پيران جهان ديده براي گفتگو مانع تراشي نمي کنند / ارد بزرگ
اگر براي رسيدن به آرزوهاي خويش زور گويي پيشه کنيم ، پس از چندي کساني را در برابرمان خواهيم ديد که ديگر زورمان بدانها نمي رسد / ارد بزرگ
فرهنگ هاي همريشه ، انگيزه اي توانمند است که موجب همبستگي کشورها در آينده مي گردد / ارد بزرگ
آب و هوا ، بر جهان بيني ، پبوندهاي مردمي و انديشه ما تاثيرگذار است / ارد بزرگ
اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آينده اند / ارد بزرگ
آنهايي که از زادگاه خود مي روند تا رشد کنند با سپري شدن روزگار مي فهمند بزرگترين گنج زندگي را از دست داده اند و آن زادگاه و ميهن است / ارد بزرگ
ارزش گذاردن به خويشتن خويش نبايد سدي در برابر زدودن ناراستي هايمان باشد / ارد بزرگ
آنکه زندگي بدون رنج و تلاش را برمي گزيند پيشاپيش مرگ خويش را نيز جشن گرفته است / ارد بزرگ
بدن را ايستگاه روح و روان نيست. بدن ابزار روان است . هديه کردگار جهانيان است / ارد بزرگ
شالوده و زيربناي گسترش هر کشور ، فرهنگ است / ارد بزرگ
با گذشت ، شما چيزي را از دست نمي دهيد بلکه بدست مي آوريد / ارد بزرگ
آنکه به سرنوشت ميهن و مردم سرزمين خويش بي انگيزه است ارزش ياد کردن ندارد / ارد بزرگ
شکست هاي زندگي ، درهاي پيروزي را مي گشايد و خودپسندي درهاي پيروزي را يکي پس از ديگري مي بندد / ارد بزرگ
کوشش هاي سياسي براي جوانان ، مردابي مرگبار است / ارد بزرگ
آنانکه پژوهش کرده اند تنها کمي به داشته هاي دروني خويش و رازهاي کيهاني آشنا شده اند و اين رويکرد نمي تواند دستاويزي براي کوچک شمردن ديگر کسان گردد چرا که بسياري به اين رازها پي مي برند بي کوچکترين بررسي و پژوهشي، آنها با کار و همچنين نگرش در نمايه هاي هستي به بسياري از ناگفته ها پي مي برند / ارد بزرگ
هيچ دوستي بهتر از تنهايي ، براي اهل انديشه نيست / ارد بزرگ
براي آنکه همواره دوستانمان را نگاه داريم بهتر است همواره فاصله و بازه اي ميان خود و آنها داشته باشيم / ارد بزرگ
اگر مي خواهي دوستيت پا برجا بماند هيچ گاه با دوستت شريک مشو / ارد بزرگ
پيران فريبکار، آتش زندگي جوانانند / ارد بزرگ
هنرمند و نويسنده مزدور ، از هر کشنده اي زيانبارتر است / ارد بزرگ
بزرگواري ، بي مهر و دوستي بدست نمي آيد / ارد بزرگ
اگر جانت در خطر بود بجاي پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاري خويش آگاه سازي / ارد بزرگ
پشتيباني از داشته ديگران ، پشتيباني از داشته خود ماست / ارد بزرگ
هيچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنيد / ارد بزرگ
هنگامي که مي خواهي وظيفه و بايسته خويش را انجام دهي از کسي فرمان نگير / ارد بزرگ
آنکه مي گويد همه چيز خوب است و بدي وجود ندارد با کسي که همه چيز را اهريمني مي پندارد تفاوتي ندارد . برآيند چنين افکار سخيفي به چاه نيستي گرفتار آمدن است تنها کساني خوبي را خوب مي بينند که بدي و اهريمن را باور داشته باشند و از آن پرهيز کنند / ارد بزرگ
شناخت ما از درون خويش آن اندازه هست که بتوانيم انتخابي درست در بدترين زمانها داشته باشيم بايد به نتيجه گيري خود احترام بگذاريم / ارد بزرگ
بخشش ميزان فر و شکوه آدمي را نشان مي دهد / ارد بزرگ
هيچ يک از ما همه چيز را در اختيار نداريم ، براي شمردن اندوخته هايمان از آنچه در دسترس مان است شروع کنيم نه از چيزهايي که در اختيارمان نيست / ارد بزرگ
آناني که در کنار ما زندگي مي کنند اما کنشي ندارند و وارستگي را در پشت کردن به جهان مي دانند گوشه نشيني مي کنند و همه چيز را گذرا مي دانند تکه گوشتهاي هستند که هنوز از جهان حيواني خود به دنياي آدميان پا نگذاشته اند . آنکه ما را به اين جهان آورد رشد و فر را به ما هديه داد ، خرد و دانش را انکار کردن با خوابيدن و مردن تميزي ندارد / ارد بزرگ
آنکه همه چيزش را به جهان مي سپارد و خود سخن تازه ايي ندارد نبايد مدعي داشتن خرد باشد و دانش / ارد بزرگ
آنچه بدست خواهي آورد فراتر از رنج و زحمتت نخواهد بود / ارد بزرگ
آنان که مدام دل نگران ناتوانان هستند هيچ گاه نمي توانند ناتواني را نجات بخشد ! با اشک ريختن ما ، آنها توانا نمي شوند بايد توانا شد و آنگاه آستين همت بالا زد / ارد بزرگ
کار ، بهترين تسکين دهنده ، افکار پريشان ، و غم است . ارد بزرگ
رايزني که کار ، اجرايي مي کند ، قابل اعتماد نيست / ارد بزرگ
آنکه فکر مي کند با گذشتن از زندگي خويش مي تواند همه را دلشاد دارد و مخالفي هم نداشته باشد ! سخت در اشتباه است / ارد بزرگ
آتش خشم را با آب سکوت خاموش کن / ارد بزرگ
با فريب شايد بتوان چيزي بدست آورد اما در نهايت همان دستاورد مايه تباهي خواهد بود / ارد بزرگ
نخستين گام در راه پيروزي ، آموختن ادب است و نکو داشت ديگران / ارد بزرگ
نوشته شده توسط نسرین شاهرودی در ساعت 10:41 | لینک
|
دوشنبه هفدهم تیر 1387
اسطوره ها زاينده اند ! آنان براي فرزندان سرزمين خويش همواره اميد به ارمغان مي آورند / ارد بزرگ
زندگي ميدان ادامه راه اشتباه نيست هر گاه پي به ناراستي راه خود برديم بايد به ريشه و بن پاکي خويش باز گرديم ، نه آنکه با اشتباهي ديگر آن را ادامه دهيم که برآيند آن ، از دست دادن همه عمر است / ارد بزرگ
توان آدميان را، با آرزوهايشان مي شود سنجيد / ارد بزرگ
باور بدبختي از خود بدبختي دردناکتر است / ارد بزرگ
شاگرداني که بدون نوآوري ! همواره سخن استاد خويش را تکرار مي کنند هيچگاه براي خود و استادشان فر و شکوهي ، ارمغان نمي آورند / ارد بزرگ
در پشت هيچ در بسته اي ننشينيد تا روزي باز شود . راه کار ديگري جستجو کنيد و اگر نيافتيد همان در را بشکنيد / ارد بزرگ
فرودستان ، در بهترين هنگامه هم ، بهانه هاي فراوان ، براي انجام ندادن کار هاي خويش دارند / ارد بزرگ
آنکه برنامه ها را از پايان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزيابي قرار مي دهد بر راستي در حال سرپوش گذاري بر روي چيزي است / ارد بزرگ
خودبيني ، خواستگاهش درون است که آدمي را شيفته خويش مي سازد و وارون بر اين خواستگاه افتادگي پيرامون ماست ، که همگان را به سوي ما مي کشاند / ارد بزرگ
در خواب مي تواني نيروي روان خويش را بنگري / ارد بزرگ
آنگاه که شب فرا رسيد و همه پديدگان فرو خُفتند ابردرياها به پا مي خيزند، آيا تو هم بر مي خيزي ؟ / ارد بزرگ
دشمن ابزار نابود ساختن آدمي را ، در درون سراي او جست و جو مي کند / ارد بزرگ
آنگاه که نمي دانم چه مي گويم ، جز راستي چيزي بر زبانم جاري نيست / ارد بزرگ
براي ماندگاري ، رويايي جز پاکي روان نداشته باش / ارد بزرگ
پيرامونيان ما چه بخواهيم و يا نخواهيم بر انديشه هاي ما اثر خواهند گذاشت / ارد بزرگ
آرمان و انگيزه هويدا ، ويژگي آدم کار آمد است / ارد بزرگ
انديشه و انگاره بيمار آينده را تيره و تار مي بيند / ارد بزرگ
ديدگاه خوب مردم ، بهترين پشتيبان برگزيدگان است / ارد بزرگ
خود را براي پيشرفت مردم ارزاني دار تا مردم پشتيبان تو باشند / ارد بزرگ
آنگاه که سنگ خويشتن را به سينه مي زنيد نبايد اميد داشته باشيد همگان فرمانبردار شما باشند / ارد بزرگ
گفتگو با آدميان ترسو ، خواري بدنبال دارد / ارد بزرگ
دوستان فراوان نشان دهنده کاميابي در زندگي نيست ، بلکه نشان نابودي زمان ، به گونه اي گسترده است / ارد بزرگ
آدمي مي تواند بارها و بارها به شيوه هاي گوناگون قهرمان شود / ارد بزرگ
اگر دست تقدير و سرنوشت را فراموش کنيم پس از پيشرفت نيز افسرده و رنجور خواهيم شد / ارد بزرگ
آنکه پياپي سخنتان را مي برد ، دلخوش به شنيدن سخن شما نيست / ارد بزرگ
انديشه و انگاره اي که نتواند آينده اي زيبا را مژده دهد ناتوان و بيمار است / ارد بزرگ
کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بيشتر به کشور آسيب مي رسانند / ارد بزرگ
مرداني که بيشتر از جايگاه و هنجار زنان پشتيباني مي کنند خود بيشتر از ديگران به نهاد زن مي تازند / ارد بزرگ
اندرز جوان بايد کوتاه ، تازه و داستان وار باشد / ارد بزرگ
هرگز هنگام گام برداشتن به سوي آرمان بزرگ ، نگاهت به آناني که دستمزد خويش را پيشاپيش مي خواهند نباشد ! تنها به توانايي هاي خود انديشه کن / ارد بزرگ
در هستي جنبش حشرات هم چهار چوبي دارد / ارد بزرگ
اگر بر ساماندهي نيروهاي خود توانا نباشيم ، ديگران سرنوشتمان را مي سازند / ارد بزرگ
تنها با از خودگذشتگي براي ديگر آدميان مي توان جاودانه شد / ارد بزرگ
خار هاي کوچک زخم به جان نمي زنند ، بلکه با او مي آميزد براي روزهاي سختر / ارد بزرگ
سخن هاي پست ، آدمهاي حقير را جذب و خردمندان را فراري مي دهد / ارد بزرگ
بي گمان اولين باژ ، آخرين باژ نخواهد بود / ارد بزرگ
با احساس مي شود پند و اندرز داد اما سامان دهي به کشور نياز به هنجار و چهارچوبي توانمند دارد / ارد بزرگ
سرايش يک بيت درست از زندگي ، نياز به سفري ، هفتاد ساله دارد / ارد بزرگ
پشيماني، اولين گام براي پوزش است / ارد بزرگ
استخوان بندي شهرها در ديوار است و بزرگداشت / ارد بزرگ
نماز عشق ترتيبي ندارد چرا که با نخستين سر بر خاک گذاردن ، ديگر برخواستني نيست / ارد بزرگ
آدم خودبين ، چاره اي جز فرود آمدن ، ندارد / ارد بزرگ
يکي از بزرگترين خوشبختي ها ، خدمت بيشتر به مردم است / ارد بزرگ
سرپرستاني که از ارزش سربازي مي کاهند ، و پدر و مادراني که ، پيشدار ميهنداري فرزندان خويش مي شوند ، به کشورشان پشت کرده اند / ارد بزرگ
يک آموزگار مي تواند با رفتار و گفتارش کشوري را دگرگون سازد / ارد بزرگ
پيامد دانايي ، پذيرفتن بار ساماندهي ديگران است / ارد بزرگ
آدمهاي پاک نهاد درهاي وجودشان را پس از ناسپاسي مي بندند نه پيش از آن / ارد بزرگ
اگر ديگران را با زيباترين منشها و صفات بخوانيم چيزي از ارزش ما نمي کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ايم آنگونه باشد که ما مي گويم / ارد بزرگ
با گفتن واژه هايي همانند نمي توانم ! و يا نمي شود ! هر روز پس تر مي رويد / ارد بزرگ
به آرزوهايي خويش ايمان بياوريد و آنگونه نسبت به آنها بانديشيد که گويي بزودي رخ مي دهند / ارد بزرگ
نخستين کسي که در برابرش بايد کُرنش کني خويشتن خويش است / ارد بزرگ
نگاه ما به سختي هاي زندگي بايد همانند نگاه به انبار پر از مهمات باشد . اين انبار هر چه بزرگتر و افزونتر باشد پادشاهي باشکوه تري در راه است / ارد بزرگ
آنکه براي وجود خويش ارزشي نمي پندارد ، شان و فر کسي را نگه نمي دارد / ارد بزرگ
کسي که عاشق خود و سرنوشت خويش نيست هيچ کاري از او بعيد نيست / ارد بزرگ
آدمهاي فرهمند و خودباور بدنبال کف زدن و به به گفتن ديگران نيستند آنها به شکوه و ارزش کار خود باور دارند / ارد بزرگ
مهم نيست تا چه ميزان رشد کرده ايم ، مهم اين است که از راه آرمان هايمان به بيرون پرت نشده باشيم / ارد بزرگ
مهمتر از امنيت بيروني ما ، امنيت دروني ماست . هيچ ارتشي نمي تواند نا امني درون فرو ريخته مان را بهبود بخشد . تنها خود ما هستيم که مي توانيم اين احساس را سامان بخشيم / ارد بزرگ
بردباري بهترين سپر در روزهاي سخت و ناپايداريست / ارد بزرگ
آنکه با آدمهاي گستاخ گفتگو مي کند ، دير و يا زود به شر آنها گرفتار آيد / ارد بزرگ
تنها آرمانهاي بزرگ است که به ما بينشي فرا دنيوي مي دهد / ارد بزرگ
آنکه مدام به کار ديگران سرک مي کشد و کنجکاو است تا ببيند آنها چه مي کنند مانند سايه ايي بر ديوار است که مدام بدنبال ما مي دود بدون آنکه از خود اختياري داشته باشد / ارد بزرگ
آنکه دوستي و همسر خواهي خويش را اينچنين بازگو مي کند : بدنبال نيمه ديگر خود هستم .
براستي نيمه خود را نيز گم خواهد نمود / ارد بزرگ
اگر شما به مشکلات پشت کنيد سختي ها هيچگاه به شما پشت نخواهند نمود بهترين راه ، مبارزه پيگير و هميشگي با سختي هاست / ارد بزرگ
سنگيني يادهاي کوچک و سياه را
با تنهايي دو چندان مي کني ...
به ميان آدميان رو و در شادماني آنها سهيم شو
لبخند آدميان انديشه هاي سياه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود / ارد بزرگ
ياد اشک و شيفتگي ، آويزه خاموش دلهاست / ارد بزرگ
براي ربودن دل آدميان بايد بر هم پيشي گرفت و اين زيباترين آورد زندگي است / ارد بزرگ
جز ناميدي و افسردگي هيچ بن بستي در زندگي آدمي نيست / ارد بزرگ
هيچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان هاي خويش بترس / ارد بزرگ
نامداري بي نيک نامي ، به پشيزي نمي ارزد / ارد بزرگ
دوستي که نوميدنامه مي خواند ، هميشه سوار تو و پيشدار دورخيزهاي بلندت خواهد شد / ارد بزرگ
آن که پند پذير نيست ، در حال افتادن در چاله سستي و زبوني است / ارد بزرگ
دست استاد خويش را ببوس ، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد / ارد بزرگ
با ترشرويي به ميان مردم رفتن ، تنها از بيماران ساخته است / ارد بزرگ
مادر و پدر ، زندگيشان را با فروتني به فرزند مي بخشند / ارد بزرگ
بي مايگي و بدکاري پاينده نخواهد بود ، گيتي رو به پويندگي و رشد است . با نگاهي به گذشته مي آموزيم آدميان، اشتباهاتي همچون : برده داري ، همسر سوزي و ... را رها نموده است ، خردورزي ! آدمي را پاک خواهد کرد / ارد بزرگ
همواره تنهايي ، توانايي به بار مي آورد / ارد بزرگ
براي پرش هاي بلند ، گاهي نياز است چند گامي پس رويم / ارد بزرگ
هنرمندان ناب ، هر روز در برابر ديدگان مردم نيستند / ارد بزرگ
رشد آدميان تنها زماني پايدار خواهد بود که بر اساس شايستگي ها و توانايي آنها باشد / ارد بزرگ
براي پويايي و پيشرفت ، گام نخست از پشت درهاي بسته برداشته مي شود / ارد بزرگ
آنکه درست سخن نمي گويد داناترين هم که باشد همگان بي سوادش مي پندارند / ارد بزرگ
هيچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنيد / ارد بزرگ
فرمانروا با انديشه وزيران توانمند خويش فرمانروايي مي کند / ارد بزرگ
رهآورد گفتگو با نادان دو چيز است : نخست از دست دادن بخشي از عمر و ديگري گرفتار شدن ، به افکار پوچ و بي ارزش / ارد بزرگ
خبرچين ، بزودي بي خبرترين آدم خواهد بود / ارد بزرگ
ميهن پرستي ، همچون عشق فرزند است به مادر / ارد بزرگ
سرزميني که جوانانش داراي افکاري صوفيانه هستند
بزودي بردگي را نيز تجربه مي کنند / ارد بزرگ
آدميان ترسو و ناکارآمد خود را در دنيايي صوفيانه قهرمان مي بينند / ارد بزرگ
بيداري بدون آگاهي امکان پذير نيست / ارد بزرگ
خودخواهي ، کاشي سادگي روانت را ، خواهد شکست / ارد بزرگ
نگارنده و سخنگويي که ديگران را کوچک و خوار مي نامد ، خود چيزي براي نمايش و بروز ندارد / ارد بزرگ
تمناي واپسين آدمي ، شناور شدن در بسامدهاي گيتي است / ارد بزرگ
بسامدها : امواج
سردمداران براي آنکه به توفان مردم گرفتار نشوند بايد با امواج درياي آدميان هماهنگ گردند .
مهار دريا غير ممکن است کساني که فکر مي کنند مردم را با امکانات خود مهار کرده اند دير يا زود گم مي شوند / ارد بزرگ
مديران پر حرف ، وقتي براي عمل ندارند / ارد بزرگ
وجود کارمندان ناشايست ، برآيند دوام مديران نالايق است / ارد بزرگ
هيچ اهرمي همچون بردباري و اميد نمي تواند مشکلات را از پيش پايت بر دارد / ارد بزرگ
سياسيون وقتي دشمن يک خواسته پايدار مردمي هستند ، بهترين گزينه ايي که براي نابودي آن اجرا مي کنند اين است که : پيشتر آفات آن را خوب بپرورند و سپس آن درخواست همگاني را با آفاتي که ساخته اند آزاد مي سازند / ارد بزرگ
عشق همچون توفان سرزمين غبار گرفته وجود را پاک مي کند و انگيزه رشد و باروري روزافزون مي گردد / ارد بزرگ
زاد روز ما با تاري ناديدني به هزاران زاد روز ديگر گره خورده است ، مرگ هم زاد روزيست همانند زاده شدن که بدرودي است به جهاني ديگر... / ارد بزرگ
هيچ رخدادي از انديشه ما پاک نخواهد شد چه زشت و چه زيبا . تنها گذر زمان است که آنها را کم رنگ مي کند / ارد بزرگ
رسيدن به راستي و درستي چندان سخت و پيچيده نيست کافيست کمي به خوي کودکي برگرديم / ارد بزرگ
جريان هاي آلوده به مرداب خواهند رسيد سخن گفتن از آنها، زندگيمان را تباه مي سازد / ارد بزرگ
آدم بي مايه ، همه افراد را ابزار رسيدن به خواسته هاي خويش مي سازد / ارد بزرگ
آدم هاي بزرگ به خوشي هاي کوتاه هنگام تن نمي دهند / ارد بزرگ
پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است / ارد بزرگ
همه آدميان به شيوه هاي گوناگون سختي هاي روزگار را مي چشند / ارد بزرگ
ارزش استاد را دانستن هنر نيست ، بلکه بايستگي و وظيفه است / ارد بزرگ
پيام آوران باورهاي پست و خُرد بزرگترين پيروزيهاي تاريخ مردم خويش را با گفتاري پست به ريشخند گرفته اند / ارد بزرگ
آنکه پرسشهاي پراکنده در وادي هاي گوناگون را همزمان مي پرسد ، تنها مي خواهد زمان و نيروي استاد را تباه کند / ارد بزرگ
درون ما با تمام جزئيات ، از نگاه تيزبين اهل خرد پنهان نيست / ارد بزرگ
بکار گيري آشنايان در يک گردونه کاري برآيندي جز سرنگوني زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت / ارد بزرگ
آهنگ دلپذير ، ريتم و آواي طبيعت است / ارد بزرگ
در بلند هنگام هيچ نيرويي نمي تواند در برابر فرهنگ و هنر ايستادگي کند / ارد بزرگ
در دوي زندگي ، هميشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و هميشه با خود بگو تنها يک گام پيشترم ، تنها يک گام / ارد بزرگ
هيچ گاه هماورد خويش را کوچک مپندار چون او بهترين دوست توست او انگيزه پيشرفت و پويش مي دهد / ارد بزرگ
اگر مي خواهي کسي را بزرگ کني ، پيوسته از او به دشمني ياد کن / ارد بزرگ
پيش نياز دلير بودن بدني ورزيده نيست ، گاهي آدمهاي سبکبار، پشت کوهستان را هم به خاک ماليده اند / ارد بزرگ
خموشي در برابر بدگويي از دوستان ، گونه اي دشمني است / ارد بزرگ
درياها نماد فروتني هستند . در نهاد خود کوه هايي بلندتر از خشکي دارند ولي هيچ گاه آن را به رخ ما نمي کشند / ارد بزرگ
اين سخن پذيرفته نيست که : "پيکر بزرگترين زندان روان آدمي است" بايد گفت پيکر بهترين دوست و همدم زندگي اين جهاني روان است چرا که هميشه بدون کوچکترين بهانه اي بدنبال خواسته هاي او مي دود . اين که گفته شود روان در بند بدن است و بايد زودتر آزاد شود تا به ديدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هديه نموده است کسي که دلدار مي خواهد بايد به خواست او تن دهد / ارد بزرگ
چهار چوب نگاه ما زميني است ، اما برآيند انديشه ما جنبه آسماني نيز پيدا مي کند / ارد بزرگ
شباهنگام براي خانواده و نزديکانت نامه بنويس و در روز براي اربابان و سرپرستان / ارد بزرگ
نيرنگ پيران بدنهاد ، تنها با مرگ به پايان مي رسد / ارد بزرگ
نمي توان اميد داشت ، آدم هاي کوچک رازهاي بزرگ را نگاه دارند / ارد بزرگ
استخوان بندي فرياد ، پاسخ هزاران ستم بي صداست / ارد بزرگ
آنکه مي دزدد ، جز حق خويش چيزي نمي ستاند . اما اين ستاندن نفرين و خواري ابدي در پي دارد / ارد بزرگ
جام عمر را جز با مي دلدادگي به خرد و دانش پر مکن / ارد بزرگ
راز اندوختن خرد ، يکرنگي است و بخشش / ارد بزرگ
خواسته مراد از مريد خاموشي و ژرف نگريست ، و خواهش مريد از مراد ، نشان دادن مسير پيشرفت / ارد بزرگ
گفتاري که موجب گسستن همبستگي کشور گردد ، ريشه در سخيفي انديشه گوينده آن دارد / ارد بزرگ
راهي را که در زندگي انتخاب کرده ايم مي تواند نتيجه بازخورد کنش ديگران نسبت به ما باشد . در اينجا اين پرسش ها ايجاد مي شود که :
آيا ماخويشتن خويشتنيم ؟
و آيا بايد همواره پاسخگوي اشتباهات ديگران نسبت به خود باشيم ؟
وقتي به اين پرسش ها را پاسخ گفتيم مفاهيم و آرمانهاي بزرگي همچون ميهن و زادگاه ارزشي دو چندان برايمان مي يابد / ارد بزرگ
زماني مي توانيد کسي را از راهي بازداريد که ابتدا هدفش را دگرگون ساخته باشيد . تا کسي هدفش دگرگون نگردد شما راه به جايي نخواهيد برد / ارد بزرگ
رويا پردازي که عملگرا هم باشد مي تواند سرچشمه دگرگوني هاي بسيار گردد / ارد بزرگ
خودت را بشناس اما به آن مبال / ارد بزرگ
راه آشتي را کسي بايد بيابد که خود سبب جدايي شده است / ارد بزرگ
نگاه زمينيان ، تهي است از انوار آسمانيان / ارد بزرگ
بسياري در پيچ وخم يک راه مانده اند و همواره از خويشتن مي پرسند : ما چرا ناتوان از ادامه راهيم . بدانها بايد گفت مي داني در کجا مانده اي؟ همانجاي که خود را پرمايه دانسته اي / ارد بزرگ
بسياري بخاطر برآيند هنجارهاي دروني اشان بين نماي سپيد و پاکي در اشتباهند / ارد بزرگ
ره آورد سفر در درون آدمي ، به جز خرد و پيشرفت نيست / ارد بزرگ
رهايي و آزادي ، برآيند پرستش خرد است و دانايي / ارد بزرگ
خويش را خوار نکنيم و ارزشمندش بداريم بدينگونه است که در برابر ياوه گويان مي ايستيم و پاسخ شان را مي دهيم / ارد بزرگ
اگر هدف زندگي هويدا باشد ده ها راه بن بست نيز نمي تواند ما را از پيش رفتن به سوي آن باز دارد / ارد بزرگ
چه نشاني از بد انديش بجاست ؟ هيچ / ارد بزرگ
تواناترين آدمها ، بيشتر زمانها خود را ناتوان مي يابند / ارد بزرگ
آرمان ما نبايد موجب نابودي ديگران گردد آرماني ارزشمند است که بهروزي ما و ديگران را در پي داشته باشد / ارد بزرگ
رايزني با خردمندان ، پيروزي در پي دارد / ارد بزرگ
آنانيکه سامان و پويندگي در کيهان را دروغ مي پندارند ، همواره در انديشه کين خواهي و حمله به جهان پيرامون خويش هستند . زندگي خود و نزديکانشان را تباه مي سازند و سرانجام در برآيندي بزرگتر از هستي ناپديد مي شوند / ارد بزرگ
به کوهستان مي نگرم ، درونم سرشار از نيرو مي شود کوهها سر فرود مي آورند ، و مي گويند : باز ما را درخواهي نورد / ارد بزرگ
اميدوار مباش ديگران همراهيت کنند ، تنها به درمان دردهاي روزگار خويش بيانديش / ارد بزرگ
مردمان توانمند در ميان جشن و بزم نيستند . آنها در هر دم به آرماني بزرگتر مي انديشند و براي رسيدن به آن در حال پيکارند / ارد بزرگ
مستمند کسي است ، که دشواري و سختي نديده باشد / ارد بزرگ
قهرمان هاي آدمهاي کوچک ، همانند آنها زود گذرند / ارد بزرگ
ناراستي ها يمان را بپذيريم چرا که بهانه آوردن ، دو چندان آنها را سنگين مي کند / ارد بزرگ
انديشه همه گير مردمي هميشگي نيست زيرا همواره دستخوش دگرگوني بدست جوانان پس از خود است ورود جوانان به آرامي ، آرمانهاي نو پديد مي آورد ، و اگر آرمان گذشتگان نتواند خود را بازسازي کند ناگريز نابود مي گردد / ارد بزرگ
جهان همواره در حال دگرگوني و رشد است نبايد اين پويندگي را زشت دانست ، بايد همراه بود و سهمي از اين رشد را بر عهده داشت / ارد بزرگ
ميهن دوستي ، دسته و گروه نمي خواهد ! اين خواستي است همه گير ، که اگر جز اين باشد بايد در شگفت بود / ارد بزرگ
آزادي باجي به مردم نيست ! چرا که مال و داشته آنهاست / ارد بزرگ
ابله ترين آدميان آنانيند که با مسخره نمودن شايسته گان شاد مي گردند / ارد بزرگ
آدمياني اندک ، تنها به هدف مي انديشند ! و بسيار کسان که هدفشان جز خانه نشين کردن همان گروه و دسته کوچک نيست / ارد بزرگ
پيشرفت تنها در سايه آمادگي هميشگي ما بدست مي آيد / ارد بزرگ
بزرگترين اشتباه و چاله زندگي يک زياده خواه ، در آنست که پيش از کسب آمادگي لازم پشت ميز مديريت بنشيند / ارد بزرگ
پادشاهي که مردمش از او فروتر بنشينند در فزوني و برتري نيست او در ته چاه کبر و خود بيني فرو افتاده است / ارد بزرگ
دوستي تنها برآيند نياز ما نيست از خودگذشتگي نخستين پايه دوستي ست / ارد بزرگ
ستايش گران ميهن ، زنان و مردان آزاده اند / ارد بزرگ
انديشمندان را شايد بتوان ناديده گرفت و يا بزور خفه شان نمود ! اما تاريخ ، گواه هزاران سال فرياد رساي آنان بوده و هست / ارد بزرگ
هيچ گاه از راستي و درستي خويش آزرده مباش چون هميشه در انتهاي هر داستان تو برنده ايي ! / ارد بزرگ
براي دلهره شبانگاهان ، نسيم گرما بخش خرد را همراه کن / ارد بزرگ
ستايشگر هميشه بر ستايش شونده در حال پيشي گرفتن است . او ياد مي کند و دلدار برآورده مي سازد / ارد بزرگ
کسي که همسر و کودک خويش را رها مي کند ، در پي خفت ابديست / ارد بزرگ
براي آنکه پرواز کني ، پيکر خويش را به حال خود رها مکن / ارد بزرگ
به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نيز بيانديش / ارد بزرگ
در زندگي نادان سرانجام يک گره ، صدها گره باز نشدني است / ارد بزرگ
با بردباري همه چيز در چنگ توست / ارد بزرگ
در کنارمان دلبر هست و اگر نيست ، در سفر رسيدن به اويم . پس تنهاي وجود ندارد / ارد بزرگ
براي کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز / ارد بزرگ
براي آنکه به فرودستي گرفتار نشويي ، دست گير آدميان شو / ارد بزرگ
روان مردگان و زندگان در يک ظرف در حال چرخش اند / ارد بزرگ
پر حرفي در هنگام اندرز ، از اثر آن مي کاهد / ارد بزرگ
با خرد ، به سرچشمه پاکي بيانديش . آدمي گاهي مبدا را اشتباه مي گيرد ، برسان زماني که رودها را سر چشمه درياها مي نامد ، حال آنکه ابرها از درياها برمي خيزند و رودها و چشمه ها را لبريز مي کنند / ارد بزرگ
به ارزش نگاه دوست را هنگامي پي مي بري که در بند دشمن و بدسگالان باشي / ارد بزرگ
تاريکي در زندگي ماندگار و ابدي نيست ، برسان روشنايي / ارد بزرگ
راهي جز نرمش و بازي با هستي نيست / ارد بزرگ
روشنايي روز ، دليل و برهان نمي خواهد / ارد بزرگ
هنگامه شادمانه سرودن و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است / ارد بزرگ
ميرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز باقي خواهد ماند / ارد بزرگ
شب زندگي براي خردمند ، همچون روز روشن است / ارد بزرگ
بزرگترين نابکاري آن است که بپنداريم براي آنکه برترين باشيم بايد دست به ويرانگري چهره ديگران بزنيم / ارد بزرگ
وارونگي آدميان و جانوران در پويايي انديشه و دانش است ولي آدمي هر دم مي تواند به رفتار و خوي بسيار بربرگونه دست يابد و دست به هر بزهي بزند که پليدترين جانوران هم در بايسته ترين هنگامه از انجام آن مي پرهيزند / ارد بزرگ
هنر خوراک روان و هنرمند آفريننده آن است . بارگاه هنر با هيچ جايگاهي درخور ارزيابي نيست / ارد بزرگ
شورشهاي آدميان ، با بسامدهاي پر نيروي کيهان خيلي زود به سامانه درست خويش باز مي گردد / ارد بزرگ
سازگاري با زيستگاه و تلاش براي بهتر شدن جايگاه کنوني ويژگي ناب آدمهاي پاک است / ارد بزرگ
مردمان توانمند در خواب نيز ، رهسپار جاده پيشرفتند / ارد بزرگ
آنکه ديگران را ابزار پرش خويش مي سازد ، تنها خواهد ماند / ارد بزرگ
سربازي که مي ترسد ، جان خود و ديگر سربازان را به خطر مي افکند / ارد بزرگ
همواره آدميان محيط و چنبره بدي و پليدي را با دانش و انديشه برتر خويش بسته و بسته تر مي سازند / ارد بزرگ
بسياري از جنگها و آوردهاي مردمي از روي نبود شناخت و آگاهي آنها نسبت به يکديگر بوده است / ارد بزرگ
آدم ماديگرا جادهاي احساسش ، کم رفت و آمد است / ارد بزرگ
کليد رازهاي بزرگ ، در ژرفاي کمي نيست / ارد بزرگ
گسستن دو همسر مي تواند خانداني را از هم بپاشد / ارد بزرگ
رويش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان مي دهد / ارد بزرگ
ناداني و پستي يک نفر در گذشته ، نمي تواند ميدان انتقام از خاندان او باشد / ارد بزرگ
آدمياني مانند گل هاي لاله ، زندگي کوتاه در هستي و نقشي ماندگار در انديشه ما دارند / ارد بزرگ
رازها در هنگامه شادي و بازي آدمي است . نکته فراموش شده جهان انديشه ، تعريف درست اين حالت هاست / ارد بزرگ
اين ديدگاه اشتباست که بپنداريم مرد توانا ، فرزندي همچون خود خواهد داشت / ارد بزرگ
ريگهاي ساحل خرد ، نشيمنگاه پندارهاي پاک و شبانه توست / ارد بزرگ
خرد ابتدا به انديشه پناه مي برد / ارد بزرگ
پيوند پاک ، پيوندي ابدي است / ارد بزرگ
آنانکه از رسيدن به ريشه ها هراس دارند ، در روزمرگي دست و پا مي زنند / ارد بزرگ
سخن بدون پشتوانه ، يعني گزاف گويي / ارد بزرگ
شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او ميدان بروز و رشد هنر را داده است / ارد بزرگ
کسي که درد روشنگري و بازگويي تجربه را ندارد خود نيز زماني براي بهره از آن را نخواهد يافت / ارد بزرگ
براي کسب خرد ، سختي را بر خود هموار کن / ارد بزرگ
کژي و ناراستي ، شکاف و رخنه گاه انديشه اهريمن خواهد شد / ارد بزرگ
آدم خودباور ، هيچ گاه براي رسيدن به ماديات ، ارزشهاي آدمي را زير پا نمي گذارد / ارد بزرگ
آزمودگي آدمها ، از زر هم با ارزشتر است / ارد بزرگ
تبار بي ريش سفيد ، همچون خانه بي سقف است / ارد بزرگ
آدمي با کينه ، زندگي را بر دوستان نيز تنگ مي کند / ارد بزرگ
جفتت اگر پريد براي پريدن عجله نکن / ارد بزرگ
خودخواه ، تجربه سخت تنهايي را ، پيش رو دارد / ارد بزرگ
نوشته شده توسط نسرین شاهرودی در ساعت 10:39 | لینک
|

